خرید بک لینک
تو اینستاگرام استوری هایی میزارم که مصداق کامل با سیلی صورت را سرخ نگه داشتن است! بقول احسان خواجه امیری که نمی دونم شعرش از چه کسی است: مرد برای هضم دلتنگی هاش گریه نمی کنه قدم میزنه و ... اینجا خلوت منه اما! اینحا به خودم حق میدم که کمی راحت تر باشم و ناراحتی هام رو بریزم بیرون!آه خدای من! خستگی هام تموم نشدنی بنظر میرسند! اما تموم نشدن یه خیال محاله تو دنیای تموم شدنی ها! واقعیت اینه هر روزی که میگذره یک روز به پایان نزدیک میشیم و این بزرگترین امیدواری لحظه های دردناک زندگی هست.

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 16:56

مسیر رضایت بخش انسانیتم هم ضربه خورد! چقدر احساس خوشبختی می کردم! از ماده و معنا لذت می بردم(اشکال کار اینجاست اما، چطور می شود از ماده و معنا لذت برد توامان؟). معنا اولویت داشت. البته گاهی می ترسیدم از این که نکند آرامشی که دارم از ماده باشد. آه خدای من ... چقدر دور شدم و چقدر پرت شدم باز! به سختی برگشته بودم به سختی! باز بر می گردم بر می گردم بر می گردم بر می گردم بر می گردم بر می گردم بر می گردم بر می گردم ...

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 16:56

به حباب نگران لب یک رود ، قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم ، خواهد رفت آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز نه تو می مانی نه اندوه سهراب سپهری

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 16:56

کاش برگردم به روزهای با فراغ بال لم دادن و کتاب خواندن!

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 16:56

ساختن چه سخت و ویران کردن چه آسان است :(

پی نوشت: بعد تمرینات آب کردن اندک چربی های شکم!!

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 16:56

اون نه! من یه احمق به تمام معنا بودم! یه احمق به تمام معنا!

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 16:56

اول مسی رنگ می شوند بعد خاکستری و در نهایت سفید! روند تغییر رنگ در موها اینگونه است. ریش ها که همین گونه سفید می شوند. باید نگران و ناراحت باشم؟ نگرانی که نه اما یک ناراحتی در آن ته وجود هست و نمی شود انکار کرد!دیگر سعی می کنم زیبایی سفیدی را در صورتم مجسم کنم. ریش هایی با رگه های سفید در سالهای ابتدایی و بعد انبوه

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 16:56

وقتی کوه (اورست) غم و غصه و مشکل را پشت سر می گذاری و می رسی به افق روشنِ گرمِ دل انگیز، همان افق معمولی قبل از مواجه شدن با کوه که متوجه گرم و دل انگیز بودنش نبودی فکر می کنی دیگر حق غصه دار شدن و ناراحتی و افسردگی نداری! غصه اگر سراغم بیاید زخم های فتح کوه را نشانش خواهم داد!

.

قضاوت کردن، حین ایراد سخنرانی در مذمت قضاوت کردن! اسیر هوس هستیم و دائم در هر حال خودارضایی! انتقام هم می تواند خودارضایی باشد!

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 16:56

اینقدر که حال "بد" آدم را وادار به نوشتن می کند حال "خوب" نمی کند :)) علی ایحال لذت می برم از روزهایی که زودتر از آنچه فکرش را می کردم سر رسید! حال خوبم مستدام :)))

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 16:56

توصیه استلا آدلر به براندو این بود که به هنگام اجرای نمایش اگر صددرصد آماده بودی هشتاد درصد نشان بده و اگر هشتاد درصد آماده بودی شصت درصد و اگر شصت درصد آماده بودی چهل درصد و اگر چهل درصد آماده بودی روی صحنه نرو! بنظرم در مورد رفتار با انسانها هم همین گونه است؛ به هنگام ابراز احساست نسبت به آنها اعم از علاقه یا نفرت!

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 16:56

صفحه بندی